,Four little valentines
Made by me
, I gave one to my mom
Now I have three
, Three little valentines
Shiny and new
, I gave one to my dad
Now I have two
, Two little valentines
Pretty and fun
, I gave one to my sister
Now I have one
, One little valentine
Left on the shelf
, This one’s for me
I made it myself
**کلا این دکتر ما زیادی محافظه کاره.فکر کن یه دکتر چینی به آدم بگه به بچه ت تا دو سال و نیم سه سال ماهی نده دیگه چقدر قضیه جدیه.(و البته هنوز که هنوزه شاینا یه دل سیر ماهی نخورده و این اواخر که مامان بابای محمد اینجا بودن و ماهی زیاد خونمون خورده میشد اگه دلش می خواست یه تیکه کوچولو.البته برای همون یه ذره هم تا دو هفته روزی بیست بار رو شکمش رو چک میکردم ببینم حساسیت داده یا نه ) یا اینکه واسه آزمایش ادرار شاینا حتما ازم دو تا سمپل بخواد که نکنه یکیش آلوده باشه و جواب آزمایش عفونت نشون بده.(تو آزمایشگاه خانومه متعجب که چرا دکتر خواسته دو بار یه آزمایش انجام بشه)البته من دوست دارم.همچین به خاطر همین کارهاش وقتی بهم میگه چیزی نیست مطمئنم که واقعا چیزی نیست و چون اگه خبری بود صد تا آزمایش و عکس بود که ازمون میخواست.
شاینا:(با غیظ) ددی نه.آبی بلو.
(بعد تصحیح منظور میکنه)
آبی بلوه.(با یه تشدید گنده روی ب بلو)
با ددی رفته بیرون و یه کیف گنده وسایل دکتری خریده.از اون روز هی میاد میگه مامی پیکاپس داری.هی من میگم پیکاپس نه hiccups (سکسکه).با دو دقیقه بعد میاد میگه مامی پیکاپس داری و فوری گوشی برام میذاره و و گوشم رو نگاه میکنه و بهم band aid میزنه.منم باید خوب بشم دیگه.
میره وسط فرش وایمسه و بلند داد میکشه لیدیز اند جمپلمن.(منظور جنتلمن) بویز اند گرلز.نونولابااااااا یوووووو بیبییییییی.(چه میدونم مثلا قراره بگه یه کف مرتب به افتخار بیبی)بعد با دو تا دستش به مایا رو تابش اشاره میکنه و منم باید یه هورای بلند برای مایا بکشم و دست بزنم.
دارم براش شعر ویلز آن دی باس رو می خونم.منتها قسمت driver رو عوض میکنم و بجای move on back میگم ticket please.یک دفعه از اون نه های معروفش میگه و میگه مامی نهههههههه (آهنگ گفتن نه سه چهار تا نت بالا پایین میره تا تموم شه.) بعد خودش شعر رو می خونه و میگه موو آن بک پلیزززز.
تا میشینیم تو ماشین و موسیقی کلاسیک پخش میشه میگه ااا می یوزیکه؟؟(music) بعد ما میگیم بعله دخترم و میگه پیانوه؟؟ما میگی یا بعله یا نه مثلا چلو (ویلن سل )هست یا اپرا.
الان اومده میگه می خوام دنس بوکونم.واسش یه اندی میذارم.میگه نیخواد آگا.می یوزیک.میگم می یوزیک کلاسیک می خوای؟ میگه اوهوم.می یوزیک کلازت closet میخوام.براش جز سوت نامبر تو (همون آهنگ آیز واید شات یا همون آهنگی که توی جشنواره فجر پخش میشه)رو میذارم و خانوم رقص کشدار میکنه (یه چیزی تو مایه های باله)
به قول شبنم قرتی قشمقش شایدم قشمقک.
جالبه که این دومین یا سومین باریه که من خواب درس و مشق با همین سوژه میبینم.
فکر کنم ضمیر نا خودآگاهم نگران اینه که سه هفته ست که درس من شروع شده و هنوز یک کلمه هم نرسیدم بخونم.
بی ربط:مایا فسقل کنارم خوابش میبره.اینقدر قشنگ سرش رو برمیگردونه و میچسبونه به تنم که نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم و از لپش یه بوس کوچولو میکنم.لبخند میزنه.اول فکر میکنم شاید غیر ارادیه دوباره بوسش میکنم بازم لبخند میزنه و سه باره و چهار باره.خوابه خوابه ولی میخنده.آروم و یواش از کنارش بلند میشم.یهو چشمهاش رو باز میکنه و دست و پا میزنه و بهم میخنده.وروجک گولم زده بود فکر کردم خوابه.دوباره شیرجه میزنم تو تخت تا خوابش ببره.
بازم بی ربط:شاینا گریه میکنه و من میرم پیشش دراز میکشم.بعد از یه مدتی که صدای نفسهاش نشون میده که خوابش برده یواش از کنارش بلند میشم و یه نگاهی بهش میکنم.دخترم خیلی شل با دستهایی که معلومه از زور خواب جون توش نیست باهام بای بای میکنه و دل من غش میره.بازم نمیدونم ارادی بود یا غیر ارادی.
اصلا ترمهای زمستون رو دوست ندارم.هوا زود تاریک میشه و کالج بی نهایت شلوغه.جا پارک به سختی گیر میاد و هر سری باید اون کله دنیا پارکش کنم و پنج تا ده دقیقه تو محوطه پارکینگها پیاده روی کنم.تو این سرمای افتضاح.حالا رفتنش خیلی بد نیست چون ماشین توی گاراژ بوده و گرمه ولی امان از برگشتن.ماشین بیچاره سه ساعت تمام زیر برف و باد بوده و یخ کرده.منم ده دقیقه راه میرم تا بهش میرسم به امید یه سرپناه گرم ولی امان از سرمای ماشین.بی دستکش نمیشه فرمونش رو نگه داشت اینقدر یخ کرده.تا خود خونه نه بخاری گرمم میکنه نه گرم کن صندلی.
اصلا اگه من به این سرمای کانادا غر بزنم و سخت بگیرمش فقط همین موقع هاست.چون کلا آدم آب و هوایی نیستم.یعنی گرما و سرمای هوا زیاد تو حال من تاثیر نداره و برام مهم نیست.
پ.ن:باید بجنبم و نذارم مشقهام روی هم جمع بشه.هرچقدر هم درسش رو دوست نداشته باشم نمره خوبش رو دوست دارم.یادم نره که نمره خوب یعنی موقعیت شغلی بهتر.



پ.ن:نامرتبی عکسها رو به حساب بی سلیقه گی و بی قیدی من نذارین.هر کاری میکنم خاله بازی خواهرها رو بیارم زیر عکس خانوم پرینسس نمیشه.
پ.ن:چند روزی بود که دختر بزرگه ازمون diamond می خواست.این زلم زیمبوها همه الماس های اصل درجه یک هست هاااااا.ما واسه دخترمون الکی پلکی نمی خریم....شما فقط برق تاج رو ببینین.
پ.ن:این تاج روی سرش در همه شرایط زندگیش از سرش پایین نمیاد.حتی وقتهایی هم که کلاه سرشه تاج زیرش هست.دخترم حتی اگه cowgirl هم باشه تاجش از سرش جدا نمیشه و پرینسس کا بوی هست. ( خودش فقط کا بوی رو میشناسه و معتقده کا بوی شده با یه شیهه اسبی مثل اییییییییی هااااااااا پشت سرش- عکس دست چپ)
اونوقت اگه هر چقدر هم حواسم باشه شاینا میاد ازم میپرسه مامی چی شد؟میگم هیچی مامی.میگه دستت hurts شد؟میگم نه.اونوقت میگه ankel ت درد گرفت؟منم واسه اینکه دست از سرم برداره میگم بعله مامی.میاد و با دستهاش پام رو ناز میکنه و چند تا اوووووووووووو کشدار هم میگه با یه دنت ووری.اونوقته که من همه فشارها یادم میره و دیگه ناراحت نیستم ولی شاینا یادش نمیره که مامیش ناراحت بود چون شب که من کلاس بودم و با ددیش تنها بود به ددی گفته بوده مامی گریه کرد.
تو اطاق دختر ما خیلی عادی هست که اگه این اطاق و ببینین و فکر کنین توش زلزله اومده......

ولی وقتی با یه صدای وحشتناک خودتون برسونین به اطاقش و این رو ببینین چی میگین.لابد موشک افتاده....

آره موشک افتاده ولی نه اون موشکها.موش موشک ما وقتی داشته از کشوهاش به قول خودش climb up (بالا میرفته)میکرده همه چیز باهم برمیگرده و خودش شانس میاره و چند قدم اونورتر پرت میشه.بازم اون دو تا فرشته روی شونه های بچه ها مواظبش بودن.