تبليغاتX
گلدونه و دخترهاش
ما هم میریم مرخصی.

تا بعد خدا چی بخواد.

شاد باشین.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388ساعت 23:18  توسط گلدونه  | 

آخرین روز بیست و نه سالگی را با خستگی دلشوره عجله نگرانی ولی در آخرین لحظه ها شادی و خوشحالی به اتمام رسوندم.

اولین روز سی سالگی را با شادی سرحالی در کنار همه خانواده م شروع کردم.

ورود مامان و بابام در کانادا در روز قبل از تولد بهترین هدیه این سی سال زندگیم بود.


 

 

+ نوشته شده در  شنبه پنجم اردیبهشت 1388ساعت 21:18  توسط گلدونه  |