تبليغاتX
گلدونه و شاینا
 

گلدونه و شاینا



 


شمسی پلو

هرچقدر راحت لباس و خرت و پرت های اضافه رو از دور و برم جمع میکنم و میذارم پشت صندوق ماشین تا در اولین صندوق خیریه بندازم (این روزها خیلی اتفاق می افته چون مشغول یه پاکسازی اساسی تو خونه هستم.تا هم کمدها برای ورود مهمونها مرتب باشه هم جا براشون باز بشه تا بتونن چمدونهاشون رو خالی کنن.)از غذا دور ریختن متنفرم.یعنی حساسیت عجیبی به این موضوع دارم.من یه حساسیت میگم شما یه چیزی میشنوید ها.مثلا دومین سومین غذایی که تو زندگی مشترکم درست کردم خورشت لوبیا بود که هیچ وقت خونه مامانم اینا برای خودم هم خوش آیند نبود ولی جو گرفته شدم و این خورشت رو پختم و محمد و شوهر خواهر بیچاره م مجبور شدن هیچی نگن تا استعدادم کور نشه و بخورنش غافل از اینکه فقط برای اون وعده نبود و به دفعات اون غذا بازم سر سفره اومد و همه خوردن و خودم لب نزدم بسکه بد مزه بود البته بعدا علت تلخیش رو فهمیدم.(لیمو امانیش رو خیلی زود ریخته بودم). از اونجایی هم که دستم هیچ وقت به کم درست کردن نمیره همیشه کلی غذا اضافه میاد که اگه از تمام غذا باشه یعنی مثلا هم خورشت هم پلو به ظرفهای یه بار مصرف منتقل میشه تا بشه بک آپ نهارهای محمد واسه فردای شبهایی که یا بیرون بودیم یا غذامون کم بوده و چیزی ازش نمونده.اگه خیلی غذا بمونه و اون غذا خورشت باشه کلش فریز میشه برای یه وعده غذایی که نمیرسم بپزم. پلوهای کم کم هم که از شب قبل مونده فردا به سر قابلمه پلو تازه اضافه میشه تا باهم دوباره دم بکشه و دوباره خورده باشه.از اونجایی هم که کلا غذا درست کردنم قانون و قاعده نداره و هیچ وقت یک غذام یه مزه نیست و هر سری نسبت به ذخیره آشپزخونه م و حس و حال و هوس خودم مزه متفاوتی داره.حالا تصور کنین با غذاهای مونده از قبل چه چیزهایی میشه درست کنم.مثلا این چند نمونه ش.

به پلوی اضافی مقداری زیادی ادویه و سبزیجات اضافه میکنم و با تیکه های مرغ یا گوشت یک بریانی تند تیز اساسی میپزم.

یا مثلا با عدس قاطی میکنم و لابه لاش هم کشمش میریزم و عدس پلو روی میز آماده ست.

سبزی پلو یا شوید پلوی اضافی همیشه تبدیل به کوفته میشه.

وقتهایی که میدونم تو هفته آینده کار زیاد دارم یه مایع گوشت چرخ کرده زیاد درست میکنم که بعد تبدیل میشه به ماکارونی لازانیا و استامبولی پلو.

و صد البته بازم از مادر شوهرم یاد گرفتم که میشه اضافات ماکارونی آب کش شده قبل از دم کردن (وقتی مایع ماکارونی نسبت به خود ماکارونی کمتره) رو فریز کرد برای دفعات دیگه.

اخرین روزهایی که امارات بودیم دیگه خرید نمیرفتم و با همون چیزهایی که تو خونه داشتیم غذاهام رو میپختم که چیزیش نمونه.میتونین تصور کنین ماکارونی با سوسیس چه مزه ای میده.یا اون همه قوطی کنسرو سبزیجاتی که مونده بود همش تبدیل شد به یه خورشت که معلوم نبود چی چی هست.

وقتی مرغ درسته تو فری میپزم یا از بیرون مرغ بریون میخرم و دوتایی نمی تونیم تمومش کنیم (طبیعتا) حتما با اضافاتش فردا یه الویه یا ساندویچ مرغ خوشمزه می خوریم.تازه من با بوقلمون اضافی هم الویه درست کردم عالی میشه.

به هر گوشت یا مرغ اضافی میشه با اضافه کردن مقداری سوس سویا و سبزیجات یه چاینیز فود من در اوردی خورد.

ولی به نظر خودم بزرگترین هنرم اون تیکه بزرگ اضافی گوشت استیکی بود که بعد از درست کردنش به این نتیجه رسیدیم که دو تیکه زیاده و جفتمون با یه تیکه ش هم سیر میشیم.منم تیکه دوم رو نگه داشتم برای روز مبادا.محمد بهم گفت هر چیزی رو بشه خورد استیک مونده رو نمیشه.منم در یک روز مناسب گوشت استیکی رو قیمه قیمه کردم و باهاش یه لوبیا پلوی خوش ادویه پختم که تازه با بخار برنج هم نرمتر شد و از اون حالت استیکی در اومد.محمد اصلا متوجه نشد و بعد که بهش گفتم گفت یکی از خوشمزه ترین لوبیا پلوهای عمرت بود.

البته من واقعا تو این زمینه شانس داشتم چون هم خودم هم محمد مشکلی با غذای شب مونده و فریزری نداریم وگرنه که هیچ کدوم از اینا امکان پذبر نبود و حساسیتها جور دیگه ای خودش رو نشون میداد.این هنر نمدیها فقط برای خودمون دوتاست بخدا مهمون که دارم همه چی تازه تازه ست.

شما چجوری از غذا دور ریختن جلوگیری میکنید؟

پ.ن:خواهر زاده م خیلی کوچولو بود که خواهرم هم یکی از همین هنرها بخرج داده بود و این کوچولو همش میپرسید مامی اسم این غذا چیه؟خواهرم هم یه دفعه گفت شمسی پلو.حالا این شمسی پلو برای ما جاودانه شده.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 2:19  توسط گلدونه  |