تبليغاتX
گلدونه و شاینا
 

گلدونه و شاینا



 


No more soother for Shayna

دیشب سومین شبی بود که شاینا رو بدون پستونک خوابوندیم.عدم تولید اون مدل پستونک و پنچر شدن آخرین ذخیره پستونکی توی خونه باعث این تصمیم ناگهانی و بی برنامه شد.روزها رو خوب میگذرونه ولی نصف شبها سراغش رو میگیره.شعار ما هم هست شما دیگه بیبی نیستی و بیگ گرل شدی.ممه مال بیبی هاست.با اینکه دخترکم خیلی به پستونکش وابسته بود ولی خیلی خوب داره پیش میره.بچه م بسکه منطقیه.

اولین پ.ن:شب اول شاینا رو پیش خودمون خوابوندیم.دم صبح من با یه صدای عجیبی از شاینا از خواب پریدم و هر چی صداش میکنم شاینا شاینا شاینا هیچی نمیگه.محمد بلندش کرده بود و محکم تکونش میداد و صداش میکرد.من که میگفتم نفس نمیکشه.حتما سرش رفته زیر بالش من.نمیدونم چرا من و محمد اون لحظه فکر نکردیم خوب بیچاره خوابه.خلاصه بالاخره با حرکت دستش که ولم کنین یه نقی زد و هردومون رو از نگرانی روی تخت ولو کرد.فقط کافی بود چند ثانیه دیرتر جواب بده چون من دستم داشت میرفت سمت تلفن.فکر کن ۹۱۱ می اومد و میگفت خانوم بچه تون خوابه.چی کارش دارین.

دومین پ.ن:آخرین عکس پستونکی دخترکم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:10  توسط گلدونه  |